﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>جوجو جان دکتر</title>
    <description>akademifantezi's description</description>
    <link>http://akademifantezi.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>ملینا</managingEditor>
    <lastBuildDate>Mon, 26 Dec 2011 13:15:55 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>شیمی عشق</title>
      <description>&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;Subject:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;عشق از دیدگاه علم شیمی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div align="right"&gt;
&lt;table dir="rtl" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0"&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top"&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;تحلیلی بر عشق از دیدگاه علم شیمی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;عشق هم مثل تمام چیزای دیگر این جهان بدون دست کم مقداری شیمی و فیزیک نمیتونه وجود داشته باشه. همونطور که یک بار یه دانشمند با بد گمانی گفته بود، پیکان های کیوپید، خدای عشق، چنانچه ابتدا به ماده شیمیایی با نام غیررومانتیک و نه چندان خیال انگیز فنیل اتیل آمین آغشته نمی شد، هرگز موثر&amp;nbsp;واقع نمی شد. بدون اکسی توسین نیز واکنش های&amp;nbsp;بدن انسان هرگز به خلق تراژدی هایی همچون رمئو وژولیت نمی انجامید.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;- فنیل اتیل آمین ( مولکول عشق )&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;البته هورمون های استروئیدی مثل استروژن ( estrogen ) وتستوسترون&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;(testosterone ) در رابطه جنسی نقشی حیاتی ایفا می کنن وبدون اونها شاید هرگز وارد قلمرو پرخطر عشق واقعی نمی شدیم. اما مشهورترین ماده شیمیایی مربوط به عشق همون فنیل اتیل آمین ( phenylethylamine ) یا PEA است، نوعی آمین که به طور طبیعی در مغز تولید می شه. PEA یک آمفتامین طبیعی، شبیه داروهای موجود&amp;nbsp;تو &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;بازاره و میتونه موجب تحریکات مشابهی بشه. این همون ماده اییه که احساساتی همچون پرواز کردن در آسمان و بر فراز جهان بودن ناشی از کشش به سوی معشوق&amp;nbsp;رو در شما پدید می آره و همونی که انرژی لازم برای بیدار ماندن تا صبح و صحبت های تلفنی رو تامین می کنه. این ماده که در اصطلاح مولکول عشق هم نامیده می شه درنتیجه یک سری اعمال ساده فریبنده همچون تلاقی دو نگاه یا تماس دو دست از مغز ترشح می شه. هیجانات سرگیجه آور، ضربان تند قلب و نفس زدن های بریده بریده و همه اینها متاسفانه چیزی جز نشانه های بالینی مصرف بیش ازحد این ماده شیمیایی در بدن فرد عاشق نیستند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;&lt;img style="margin-right: auto; margin-left: auto; display: block;" src="http://images.persianblog.ir/310513_fg06LJ1n.jpg" alt="" width="204" height="300" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;- نور اپی نفرین ( عامل تمرکز روی معشوق )&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;آمفتامین مثل دوپامین، نور اپی نفرین ( norepinephrine) و فنیل اتیل آمین نیاز دارن. از &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;آنجا که بدن نسبت به این مواد شیمایی مقاومت پیدا می کنه، برای رسیدن به همان &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;درجه از حال، مقدار مصرف این افراد رفته رفته افزایش پیدا می کنه. از این رو برای &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;برآوردن نیاز خودشون مجبورند روابطشون رو مداوم تجدید کنند. از انجام بعضی فعالیت &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;های پرتنش نظیر سقوط آزاد از هواپیما پیش از بازکردن چتر نجات یا با خوردن شکلات &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;نیز می توان مقداری PEA دریافت کرد. شاید به همین دلیل باشه که شکلات هدیه &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;مناسبی برای روز والنتایان (روز عشاق ) به شمار می آد. یکی از موادی که همراه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;PEAآزاد میشه ماده شیمیایی عصبی دوپامینه ( dopamine) . پژوهشی که چندی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;پیش در دانشگاه ایموری انجام شد نشان می ده که ول های ماده (نوعی جونده &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;کوچک ) در پاسخ به ازاد شدن دوپامین در مغزشان جفت خویش را انتخاب میکنند.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;وقتی در حضور یک ول نر به اونا دوپامین تزریق می شه، بعدا در میان جمعی ازنرها &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;فقط اورا انتخاب خواهد کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;- دوپامین ( آتش افروز عشق و عامل شیفتگی )&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;جدیدترین کشف، آرایش مولکول ها تو این ترکیب شیمیاییه و این تمام جهان رو هیجان &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;اون چیزی که در باره عشق می دونیم هنوز عمدتا خارج از کنترل ماست. مثلا شیفتگی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;ظاهرا نخستین مرحله عاشق شدنه، کششی اجتناب ناپذیر به سوی معشوق!!! این &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;جذبه موجب ترشح انفجاری مواد شیمیایی عصبی بسیار شبیه به آدرنالین می شه. با &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;کمک فنیل اتیل آمین ( که سرعت جریان تبادل اطلاعات میان سلولها را افزایش &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;می دهد )،دوپامین ( که ما رو برافروخته می کنه و باعث میشه در نتیجه گرمای محبت &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;احساس خوبی داشته باشیم ) و نور اپی نفرین ( که موجب تولید ادرنالین می شه )، &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;کاری می کنه که جهان به کام ما باشه، چشم هامون آکنده از برق عشق شه و &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;قلبمون تندتر بتپد.پس از آن تمام هستی ما وابسته به دیدار یاره، همونی که در &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;حضورش تمام این واکنش ها تو بدن ما به راه می افته و هرچه اعتیاد ما به این مواد&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;شیمیایی قوی تر می شه، کشش ما بسوی اونم شدیدتر می شه. تو این مرحله &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;مرتکب اشتباهات احمقانه بسیار می شیم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;داستان های عشقی پر از این اشتباهاته. در واقع آنچه شیفتگی می نامیم تمام اون&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;کارهاییه که این سه ماده شیمیایی با ما می کنند. احساس می کنیم سرشار از انرژی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;هستیم، روی ابرها سیر می کنیم و میتوانیم بدون خستگی ساعت ها حرف بزنیم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;به گفته فیشر (H.Fisher )، انسان شناس دانشگاه راتجرز و معروف ترین پژوهشگر &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;عشق زمان ما، دوپامین و نوراپی نفرین ( که ساختاری بسیار مشابه آدرنالین دارد ) &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;روی هم رفته موجب شادی، انرژی زیاد، بی خوابی، اشتیاق، بی اشتهایی و تمرکز &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;می شوند. اون می گه &amp;laquo; وقتی شرایط خاص فراهم شود، بدن انسان معجونی از شور&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;عشق تولید می کند و &amp;hellip;مردان آسان تر اززنان این کار را می کنند و این به خاطر &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;طبیعت دیداری تر آنها است. &amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;مقادیر زیاد دوپامین به ترشح نور اپی نفرین بیشتر منجر می شه که تمرکز، حافظه &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;کوتاه مدت، بیش فعالی، بیخوابی و رفتار جهت دار رو تقویت می کنه. به عبارت دیگر دو &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;طرف در این مرحله از عشق، به شدت روی رابطه خویش تمرکز دارند و به اغلب &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;چیزهای دیگر توجهی نمی کنند. تبیین محتمل دیگر برای این تمرکز شدید و نگاه&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;اینکه مدارهای عصبی مرتبط با ارزیابی دیگران در آنها سرکوبشده. این مقدار اندک &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;سرتونین همان چیزیه که تو افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری &amp;ndash; عملی دیده می شه&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;و این احتمالا تبیین می کنه که چرا عاشق در باره معشوق خودش این همه وسواس &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;فکری داره.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;img style="margin-right: auto; margin-left: auto; display: block;" src="http://images.persianblog.ir/310513_lKQ70Gxg.jpg" alt="" width="301" height="300" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;- سرتونین ( در افراد عاشق کم می شود تا ایراد های معشوق را نبینید ! )&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;خب ،دوپامین به نوبه خودش تولید اکسی توسین ( oxytocin ) را تحریک میکنه که &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;گاهی &amp;laquo; ماده شیمیایی آغوش &amp;raquo; نامیده می شه. اکسی توسین بیش از همه به &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;نقشی که تو ایجاد انقباض حین زایمان و کمک به شیردهی نوزاد داره شناخته می &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;شه. دانشمندا الان بر این باورن که هر دوجنس هنگام آغوش و نوازش این هورمون &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;پرورشی را ترشح می کنن و میزان آن در زمان ارگاسم ( اوج لذت جنسی ) به اوج می &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;رسه. اکسی توسین نیاز به در آغوش گرفتن را در عشاق بوجود می آره و سبب می &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;شه که تماس نزدیک با جفت افزایش یابد. به گفته پژوهشگران دانشگاه کالیفرونیا در &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;سن فرانسیسکو، هورمون اکسی توسین &amp;laquo; در ارتباط با توانیی حفظ روابط سالم بین &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;اشخاص و مرز بندی های روان شناختی سالم با افراد دیگره. &amp;raquo; وقتی تو &amp;nbsp;زمان ارگاسم &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;ترشح می شه، به تدریج یک پیوند عاطفی ایجاد می کنه. هرچه رابطه جنسی بیشتر &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;بشه، این پیوند هم قوی تر می شه.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img style="margin-right: auto; margin-left: auto; display: block;" src="http://images.persianblog.ir/310513_cgCzHkGl.jpg" alt="" width="275" height="183" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;- اکسی توسین ( هورمون آغوش برای تحکیم پیوند )&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;به این ترتیب دو طرف به هم عادت می کنن. به همین دلیله که جدا شدن این قدر&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;کار دشواریه. حتی وقتی واقعا دیگه علاقه ای به طرف مقابل ندارین و میدونین که باید &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;اونو ترک کنید، اغلب احساس می کنید که &amp;laquo; نمیتونید &amp;raquo;. چرا؟ چون به اون اعتیاد &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;شیمیایی پیدا کردید. ترک اکسی توسین وقتی که شما رو به فرد نامناسبی قلاب &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;کرده باشه، میتواند حتی از ترک هروئین هم دشوارتر باشه. در واقع مسکن اکسی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;کانتین ( oxycontin ) که ساختاری مشابه اکسی توسین داره، یکی از اعتیاد آور ترین &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;داروها به شمار می آد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;نحوه انتقال سرتونین از پیامبر های عصبی به سلول هدف در محل سیناپس ( در افراد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;عاشق با ترشح دوپامین این مسیر دچار اختلال می شه تا فرد عاشق، عیوب &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;معشوقش را نبینه ! ) در دنیای پیام های شیمیایی، انسان به لحاظ علمی یه گونه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;تک همسر( monogamus ) به شمار نمی آید؛ ما در میان آن ۳ درصد از گونه هایی که &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;تک همسرن جایی نداریم. گونه هایی که تا آخر با همسرشان می مونند معمولا دارای &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;مقدار زیادی از یک ماده شیمیایی دیگر به نام وازوپرسین ( vasopressin ) هستند که &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;در اصطلاح هورمون تک همسری نامیده می شه. تو آزمایش هایی که در آنها این &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;هورمون به مردان تزریق شده تمام شواهد مورد نیاز به دست آمده. جدا کردن مردان &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;قبل از آمیزش نشان داد که پیش از آمیزش نسبت به تمام زنان بی تفاوت بودن. در &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;حالی که ۲۴ ساعت پس از آن ورق بر می گرده و حسادت های شوهرانه نیز شروع &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;می شه.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;&lt;img style="margin-right: auto; margin-left: auto; display: block;" src="http://images.persianblog.ir/310513_gGvGLWuR.jpg" alt="" width="215" height="300" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;- وازوپروسین ( هورمون تک همسری برای تعهد در عشق )&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;به این ترتیب وازوپروسین که درواقع یک هورمون ضد ادارایه، با تشکیل رابطه تک &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;همسری بلند مدت در ارتباطه. دکتر فیشر معتقده که اکسی توسین و وازوپروسین با مسیرهای دوپامین و نور اپی نفرین در مغز تداخل می کنن. شاید به همین دلیل باشه &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;که با افزایش دلبستگی عشق شور انگیز کمرنگ می شه. دانشمندان می گویند که &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;بعد از دوره معینی که بین یک سال و نیم تا چهار سال طول می کشه، بدن فرد به &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;محرک های عشقی عادت می کنه. پس از ایجا مقاومت در برابر مواد انگیزاننده ای &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;همچون PEA، عشق شورانگیز به سردی می گرایه و تبدیل به چیزی می شه که هلن &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;فیشر در کتاب &amp;laquo; آناتومی عشق &amp;raquo; دلبستگی می نامه. تو این مرحله مغز شما شروع &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;به تولید اندورفین ( Endorphin ) می کنه. این افیون مغز بیشتر شبیه مورفین هستن تا &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;آمفتامین و بیشتر مخدر هستن تا محرک. فیشر می گه: &amp;laquo; برخلاف PEA، اندورفین ها &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;ذهن را ساکت می کنن و به تدریج می کشن.&amp;raquo; به خاطر همین اون چیزی که گاهی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;laquo; اضطراب جدایی &amp;raquo; نامیده می شه در عمل ممکنه نوعی کنار گذاشتن مخدر باشه.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;نرخ طلاق در سالهای چهارم ازدواج به اوج خودش می رسه. تو این زمان شالوده های &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;شیمیایی عشق شورانگیز فرو می ریزه...!!!شاید اسم فیلم کلاسیک مریلین مونرو، &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;laquo; خارش هفت ساله &amp;raquo; رو باید &amp;laquo; خارش چهارساله &amp;raquo; می ذاشتن!! یک دفعه ایرداهای &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;همسرتونو می بینین. تعجب میکنین که چرا عوض شده. در واقع همسر شما احتمالا &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;به هیچ وجه تغییر نکرده؛ موضوع فقط اینه &amp;nbsp;که الان می تونید اونو بی پرده ببینید نه از &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;پشت شیشه رنگی هورمون ها...!!! در این مرحله رابطه یا اونقدر قویه که ادامه پیدا &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;کنه یا به همین جا ختم می شه. مثلا اندورفین ها هنوز می تونن به فرد احساس &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;خوشبختی وامنیت بدن. علاوه بر این اکسی توسین هم هنوز در هنگام رابطه جنسی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;آزاد می شه واحساس رضایت و تعلق ایجاد میکنه. وازوپروسین نیز به کمکتون می آد و&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;همچنان درایجاد وابستگی نقش بازی می کنه. غم ناشی از مرگ همسر نیز کار &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;اندورفین هاست که در شخص اشتیاق با هم بودن به وجود می آرن.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;در پایان باید گفت که حتی دانشمندان سرسخت نیز می پذیرند که شیمی همه چیز &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;نیست.فرهنگ، شرایط، شخصیت و دها متغییر دیگر کمک می کنند تصمیم بگیریم به &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;چه کسی توجه کنیم و در چه زمانی بی تفاوت بمونیم. پس تلاش نکنین که احساس &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;عاشقانه رو در زیر زمین آزمایشگاه شیمی خلق کنید، بلکه تمام تلاشتون رو بکنید تا از &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;فرصتی که زندگی به شما می ده به بهترین شکل استفاده کنید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://akademifantezi.persianblog.ir/post/49</link>
      <author>ملینا</author>
      <comments>http://akademifantezi.persianblog.ir/comments/321163/8603400/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-321163.post-8603400</guid>
      <pubDate>Mon, 26 Dec 2011 13:15:55 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>در میان مشکلات از طعم قهوه تان لذت ببرید!</title>
      <description>&lt;div class="content"&gt;
&lt;div id="post_message_2193"&gt;
&lt;blockquote class="postcontent restore "&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;سه ظرف را روی آتش قرار دادیم. در یکی از ظرفها هویج در دیگری تخم مرغ و در دیگری قهوه ریختیم و پس از 15 دقیقه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هویج که سفت و محکم بود نرم و ملایم شد.تخم مرغ که شل و وارفته بود سفت ومحکم شد دانه های قهوه در آب حل شدند و آب رنگ و بوی قهوه گرفته است. حالا فرض کنید آبی که در حال جوشیدن است مشکلات زندگیست. شما در مقابل مشکلات چگونه اید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;img src="http://images.persianblog.ir/310513_n251vkKb.jpg" alt="" width="187" height="150" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;blockquote class="postcontent restore "&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&amp;nbsp;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;مثل هویج سخت و قوی وارد مشکلات می شوید ودر مقابل بسیار خسته میشوید امیدتان را از دست داده وتسلیم می شوید. هیچ وقت مثل هویج نباشید...!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با قلبی ملایم وحساس وارد میشوید وبا یک قلب سخت وبی احساس خارج میشوید از دیگران متنفر میشوید و همواره تمایل به جدال دارید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هیچ وقت مثل تخم مرغ نباشید&amp;hellip;!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مقابل مشکلات مثل قهوه باشید. آب قهوه را تغییر نمیدهد. قهوه آب را تغییر میدهد. هر چه آب داغتر باشد طعم قهوه بهتر میشود&amp;hellip;!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس بیایید در مقابل مشکلات مثل قهوه باشیم ما مشکلات را تغییر دهیم. نگذاریم مشکلات ما را تغییر دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از طعم قهوه تان لذت ببرید&amp;hellip;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;img style="margin-right: auto; margin-left: auto; display: block;" src="http://images.persianblog.ir/310513_IbylrvNk.jpg" alt="" width="166" height="250" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div class="content"&gt;
&lt;div id="post_message_2096"&gt;
&lt;blockquote class="postcontent restore "&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;فقط گاهی نوشتن که سخت می شود ...&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;بغض که می ماند در گلو ...&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;آواز که می ماسد گوشۀ ذهن ...&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;تنها که می شوم ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;img style="margin-right: auto; margin-left: auto; display: block;" src="http://images.persianblog.ir/310513_5rRNspD8.jpg" alt="" width="135" height="200" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یادت امّا همیشه &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;و همه جا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;هست ...&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;شلاق می خورد احساسم !&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;از کنایه ها ...&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;کاش کمی پوستش کلفت بود !&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;مثل خودم ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;img style="margin-right: auto; margin-left: auto; display: block;" src="http://images.persianblog.ir/310513_gKfiL5Lr.jpg" alt="" width="300" height="188" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;در این قفس ، خواب پرواز دیده ام ،&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;با من از تعبیر این رویا بگو ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;h2 class="title icon"&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: medium;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;.:: دلایل عجیب سردردهای خود را بدانید ::.&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;div class="content"&gt;
&lt;div id="post_message_2090"&gt;
&lt;blockquote class="postcontent restore "&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;اکثر افرادی که سردرد می گیرند، در همان لحظات اول به سراغ داروهای مسکن می روند. اما با پیدا کردن علت این سردردها نه تنها می توان شدت درد را کاهش داد، بلکه می توان از بروز آنها در آینده نیز پیشگیری کرد. سردردها یکی از شایع ترین دلایل مراجعه بیماران به پزشکان عمومی یا کلینیک های عصب شناسی در سراسر جهان است. تقریبا علت همه سردردها از جمله میگرن یک عامل است. یک جریان الکتریکی در قسمت پشت مغز به طور اشتباه تولید می شود و دردهای ناحیه سر را به وجود می آورد. تقریبا در میان مردم سراسر جهان این باور اشتباه وجود دارد که سردرد یکی از نشانه های ابتلا به تومور مغزی است، در حالی که این موضوع به هیچ وجه درست نیست. تحقیقات نشان می دهد فقط یک درصد افرادی که به دلیل سردرد به مراکز پزشکی مراجعه می کنند، دچار یک مشکل جدی و خطرناک هستند. با اینکه بسیاری از سردردها چندان مهم نیستند، اما در بعضی از موارد شما حتما باید به پزشک مراجعه کنید. برای مثال زمانی که شما دچار سردرد ناگهانی شدید یا سردرد شما همراه با تب بود در مراجعه به پزشک تردید نکنید. همچنین زمانی که همراه با سردرد احساس سرگیجه داشتید یا حافظه شما دچار مشکل شد حتما باید این موضوع را با پزشک خود در میان بگذارید. در ادامه بعضی از علت های عجیب ابتلا به سردرد را با هم مرور می کنیم. شاید شما هم بتوانید با شناختن این عوامل و دوری گزیدن از آنها خود را از سردردهای آزاردهنده دور نگاه دارید.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;img style="margin-right: auto; margin-left: auto; display: block;" src="http://images.persianblog.ir/310513_UwL2K1bG.jpg" alt="" width="219" height="137" /&gt;&lt;/span&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;strong&gt;● وقتی موهایتان را کوتاه می کنید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یکی از دلایل عجیب ابتلا به سردرد در بعضی از مردم مراجعه به آرایشگاه و کوتاه کردن موهای سرشان است. این حالت زمانی اتفاق می افتد که شما مجبورید سر خود را هنگام شست وشوی موها روی سینک دراز کنید. در این هنگام فشار زیادی به گردن وارد می شود و باعث تحریک یکی از عصب هایی می شود که در این مسیر قرار دارند. در اثر این اتفاق یک یا دو روز بعد سردرد به سراغ شما می آید، اما از آنجا که این اتفاق با تاخیر رخ داده است، شما متوجه علت اصلی آن نمی شوید. یکی دیگر از علت های عجیب سردرد زمانی است که شما روی صندلی نشسته اید و گوشی تلفن را بین شانه و گوش خود نگاه داشته اید. در این هنگام نیز فشار زیادی به عصب های گردن وارد می شود که بعد از مدتی خود را با سردرد نشان می دهد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;strong&gt;● سرفه کردن&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;شاید باورتان نشود، اما در دنیای پزشکی نوعی سردرد وجود دارد که از آنها به عنوان سردردهای سرفه ای یاد می شود. این سردردها بر اثر عواملی مانند سرفه کردن، عطسه کردن، خالی کردن محتوای بینی یا خم شدن به جلو به وجود می آید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;تقریبا یک درصد سردردهای جهان در اثر سرفه کردن به وجود می آید و البته این نوع سردردها در بین مردان شایع تر است. علت اصلی این دردها فشاری است که در داخل مغز به وجود می آید. این دردها که اغلب شدید و تکرارشونده هستند ممکن است بین چند ثانیه تا چند دقیقه به طول بینجامند و در بیشتر مواقع هم در قسمت پشت سر احساس می شوند. در حالی که در اکثر موارد علت این موضوع ناشناخته است، اما بعضی تحقیقات دانشگاهی نشان می دهد نزدیک به ۱۰ درصد از سردردها بر اثر ناهنجاری آرنولد چیاری به وجود می آیند. در این حالت در هنگام سرفه، فشاری به قسمت پشت مغز و به سمت بخش بالای ستون فقرات وارد می شود که عامل بروز سردرد است. این نوع از سردردها اغلب با علایم دیگری مانند دردهای ناحیه گردن، عدم توانایی در حفظ تعادل، مشکلات بینایی، کم شنوایی، فراموشی و شنیدن صدای زنگ در گوش ها همراه هستند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;strong&gt;● وقتی به باشگاه ورزش می روید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;بعضی از ورزشکاران بعد از راه رفتن یا دویدن روی تردمیل دچار سردرد می شوند. در این افراد هر گونه فعالیت ورزشی از جمله راه رفتن روی تردمیل باعث ایجاد تورم در رگ های خونی ناحیه سر، گردن و جمجمه می شود که این عامل می تواند در نهایت به سردرد منجر شود. این دردها معمولا چند ثانیه بعد از شروع ورزش کردن ظاهر می شوند و ممکن است در هر قسمت از سر خود را نشان بدهند. معمولا افرادی که مستعد ابتلا به میگرن هستند، بیش تر از دیگران این نوع از سردردها را تجربه می کنند. البته برای رفع این مشکل راه حل های ساده ای وجود دارد. برای مثال، می توان نوع ورزش را تغییر داد و به جای دویدن روی تردمیل، شنا کردن را انتخاب کرد. همچنین مصرف داروهای ضد تورم، نیم ساعت قبل از شروع ورزش تا حد زیادی می تواند از بروز این سردردها پیشگیری کند. اگر شما هم در حال ورزش کردن ناگهان دردی را در سر خود حس کردید، حتما به پزشک مراجعه کنید. در موارد نادر این نوع سردردها می توانند نشان دهنده رشد تومورهای مغزی یا پاره شدن رگ های خونی باشند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;img style="margin-right: auto; margin-left: auto; display: block;" src="http://images.persianblog.ir/310513_KhbXN68c.jpg" alt="" width="160" height="100" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;strong&gt;● اگر همیشه ناامید هستید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;افرادی که اعتماد به نفس ندارند یا شخصیت ناامید و غمگینی دارند بیشتر از دیگران ممکن است به سردردهای میگرنی دچار شوند. به نظر می رسد، این افراد بیشتر دچار استرس می شوند که این عامل باعث کاهش میزان یک ماده شیمیایی در مغز به نام سروتونین می شود. در صورتی که تعادل سروتونین به هم بخورد، اولین علایم به شکل سردرد خود را نشان می دهند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;strong&gt;● وقتی فست فود می خورید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;غذاهای زیادی هستند که ممکن است باعث شروع سردردهای میگرنی شوند، اما ساندویچ همبرگر از تمام آنها مهم تر است. این ساندویچ ها شامل موادی مانند تیرامین و نیترات ها و نیتریت ها هستند که همگی جریان خون به سمت مغز را افزایش داده و باعث سردرد می شوند. در کمال تعجب سردردهایی که در اثر مصرف این مواد افزودنی به غذاها به وجود می آیند، در هر دو سمت سر احساس می شوند. این در حالی است که در میگرن های معمولی، فقط یکی از بخش های سر دچار درد می شود. بعد از گذشت مدت زمان معینی پس از تولید غذا، تیرامین در اثر تجزیه شدن پروتئین موجود در آن به وجود می آید. به این ترتیب، این ماده را باید در مواد غذایی جست وجو کرد که زمان زیادی از تولید آنها گذشته و سعی شده با مواد نگهدارنده از فساد آنها جلوگیری شود. از دیگر غذاهایی که دارای مقادیر زیادی از تیرامین هستند، می توان به پنیر، شکلات، گوشت های فرآوری شده مانند سوسیس و کالباس و بعضی میوه ها مانند آناناس و موز اشاره کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;strong&gt;● موی سر دم اسبی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;بستن موها به شکل دم اسبی معمولا بعد از چند ساعت باعث آشکار شدن علایم سردرد می شود. زمانی که موهای سر به سمت عقب کشیده شده و به شکل دم اسبی بسته می شوند، فشار زیادی در بافت های روی جمجمه وارد می شود که خود را به شکل درد نشان می دهند. بعضی دیگر از مدل های موی سر که باعث ایجاد فشار در موها و کف سر می شوند می توانند همین دردها را به وجود بیاورند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;strong&gt;● دوش آب گرم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;در بعضی از مردم لذت یک دوش آب گرم در هنگام صبح به سرعت جای خود را به سردردهای شدید می دهد. به نظر می رسد، افزایش دمای بدن باعث افزایش سرعت جریان خون در تمام قسمت ها از جمله سر می شود که شدت آن بعد از ۳۰ تا ۶۰ ثانیه بعد از شروع درد به بالاترین حد می رسد. این دردها معمولا در ناحیه پیشانی احساس می شوند و به ندرت بیش از ۵ دقیقه طول می کشند. البته سرمای شدید هم می تواند باعث بروز سردرد شود. برای مثال، شنا کردن در آب سرد یا خوردن بستی می تواند بعضی از مردم را به دردهای ناحیه سر دچار کند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;strong&gt;● سیگار کشیدن&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;با اینکه بعضی از مردم بعد از سردرد به فکر سیگار کشیدن می افتند، اما این کار در اکثر موارد شدت درد را افزایش می دهد. نیکوتین موجود در سیگار باعث باریک شدن رگ های خونی در مغز می شود و مشخص است که این عامل به سردرد منجر خواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;img style="margin-right: auto; margin-left: auto; display: block;" src="http://images.persianblog.ir/310513_XlvfQPC1.jpg" alt="" width="319" height="200" /&gt;&lt;/span&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;strong&gt;● کم خوابی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;بداخلاقی، مشکل در حافظه و ناتوانی در تمرکز از واضح ترین عوامل کم خوابی است. اما آخرین تحقیقات نشان می دهد سردردها هم یکی از علایم شایع کم خوابی هستند. این نوع سردردها ممکن است بین یک ساعت تا یک روز طول بکشند. کم خوابی باعث کاهش ترشح یک ماده شیمیایی به نام سروتونین در مغز می شود که در تنظیم چرخه خواب در بدن نقش مهمی دارد. همان طور که قبلا هم گفتیم، این عامل باعث بروز درد در ناحیه سر می شود. تحقیقات دیگر روی افراد مبتلا به میگرن هم نشان می دهد، اشخاصی که حدود شش ساعت در طول شب می خوابند، بیشتر به سردرد دچار می شوند و البته شدت این دردها هم در آنها بیشتر است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;strong&gt;پ.ن&lt;/strong&gt;:اینم به خاطر تو که سرت مدت هاست خیلی درد می کنه.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://akademifantezi.persianblog.ir/post/48</link>
      <author>ملینا</author>
      <comments>http://akademifantezi.persianblog.ir/comments/321163/8152061/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-321163.post-8152061</guid>
      <pubDate>Mon, 17 Oct 2011 09:11:17 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>نتیجه گیری های متافیزیکی</title>
      <description>&lt;h3 class="post-title entry-title" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;یه مثال میزنم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;در مردان، یه کروموزوم X داریم و یه کروموزوم Y. در زنان دو تا کروموزوم X داریم.روی کروموزوم Y، یه ژنی هست که بهش میگن ژن SRY، این ژن باعث ترشح یه هورمونی میشه که باعث میشه جنین، به جای زن بودن مرد شه.اگه جنین پسری، این ژنش فعال نشه، با اینکه به لحاظ ژنتیکی مرده، ولی زن خواهد بود از همه نظر. (و البته هزار تا حالت ما بین هم داریم)خب، اینا همه واقعیات خارجی. حالا، یه سری نتایجی میگیرن از این حرفها، که خیلی جالب توجهه:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;- حالت پیش فرض انسان بودن، زن بودن است، مرد بودن زائد است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;- زن بودن، هیچ کار اضافه ای نمی خواهد، برای مرد بودن باید بیش از زن بودن مایه داشت.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;- و ...&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;دقت کنین، این نتیجه ها، هیچ ارتباط مستقیمی با واقعیات ندارن. به اینها میگم نتیجه های متافیزیکی. یعنی ماورای فیزیک هستن، و نتیجه هایی هستن که هر جوری طرف دلش بخواد میتونه نتیجه بگیره.و البته همه ما از این نتیجه گیری های مزخرف زیاد میکنیم، منتها حواسمون نیست، مثلا؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;- مرد و زن بودن، هر دو، حالتی برابر هستن که در یکی نبود یک هورمون باعث ترشح زیادتر هورمون دیگری میشود و بالعکس.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;این ممکنه به مذاقتون بیشتر خوش بیاد، ولی بازم حواستون باشه، این هم متافیزیکیه. اون "برابری"، فیزیکی نیست، از جنس "ارزش" هاست.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;نکته مهم اینه که وابسته به پس زمینه ذهنیمون، از این نتیجه گیریها میکنیم و خیلی هم خوشحال میشیم، در حالیکه این ها "نتیجه گیری" نیست، یه پله ای پریده شده برای رسیدن از اون واقعیات به این گزاره ها، که این پله رو، در جاهای دیگر باید به دنبالش گشت و وارسیش کرد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;همین&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;
&lt;h3 class="post-title entry-title" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;یاد شازده کوچولو به خیر:&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;
&lt;div style="text-align: right;" dir="ltr"&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;One risks a little weeping if one lets oneself be tamed.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: right;" dir="ltr"&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: right;" dir="ltr"&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: right;" dir="ltr"&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;&amp;nbsp;از سخت ترین لحظه ها&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;لحظه ایه که کسی بهت میگه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;"تو رو خدا برای من &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;فرستاده"&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;و تو میدونی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;که چه قدر دوری از اون چه که او تصور میکنه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;و برخودت &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;میلرزی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;h3 class="post-title entry-title" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small; color: #ffffff;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;</description>
      <link>http://akademifantezi.persianblog.ir/post/47</link>
      <author>ملینا</author>
      <comments>http://akademifantezi.persianblog.ir/comments/321163/8108980/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-321163.post-8108980</guid>
      <pubDate>Mon, 10 Oct 2011 12:25:34 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>تولد جوجو جان دکتر</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;سلاااااااااااااااااااااااااااااام&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;خووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووفیییییییییییییییییییییییییییییییییییییین؟؟؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;بچه ها امروز تولدمه....&lt;img title="قلب" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/8.gif" alt="قلب" border="0" /&gt;&lt;img title="خجالت" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/9.gif" alt="خجالت" border="0" /&gt;&lt;img title="خیال باطل" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/105.gif" alt="خیال باطل" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;حالا همه باهم:تولد تولد .....دست چرا نمی زنین؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!آهان...&lt;img title="چشمک" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/3.gif" alt="چشمک" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;5 مهر تولد جوجو جان &amp;nbsp;بر همه جهانیان مبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://akademifantezi.persianblog.ir/post/46</link>
      <author>ملینا</author>
      <comments>http://akademifantezi.persianblog.ir/comments/321163/8025925/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-321163.post-8025925</guid>
      <pubDate>Tue, 27 Sep 2011 06:41:14 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>واژه نامه پزشکی</title>
      <description>&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;جملات کلیدی برخی پزشکان :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;این بیماری شما باید فوری درمان بشه: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه این بیماری خیلی ساده و سودآوره و&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;بهتره زودتر ترتیبش رو بدم! &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;خوب بگید ببینم مشکلتون از کی شروع شد: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یعنی من از بیماریتون چیزی نفهمیدم و ایده&amp;zwnj;ای ندارم و امیدوارم شما خودتون سرنخی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;به من بدین! &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;img src="http://images.persianblog.ir/310513_HPe0k5bf.jpg" alt="" width="168" height="168" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یک وقت دیگه از منشی برای آخرهای این هفته بگیر: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یعنی من امروز با دوستام دوره دارم، باید برم زودتر بزن به چاک!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد براتون دارم: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یعنی خبر خوب اینه که من قراره یه ماشین جدید بخرم و خبر بد اینکه شما باید پول&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;اونو بدین! &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;من به این آزمایشگاه اطمینان دارم بهتره آزمایشهاتون را اونجا انجام بدین: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یعنی من 40 درصد از پول آزمایش بیمارانی که به اونجا معرفی می کنم را می&amp;zwnj;گیرم! &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;دارویی که براتون نوشتم داروی خیلی جدیدیه:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یعنی من دارم یه مقاله علمی مینویسم و میخواهم از شما مثل موش آزمایشگاهی استفاده کنم! &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;اگه تا یک هفته دیگه خوب نشدید یه زنگ به من بزنید: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یعنی من نمی دونم بیماریتون چیه شاید خود به خود تا یک هفته دیگه خوب بشه! &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;بهتره چندتا آزمایش تکمیلی هم انجام بدین: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یعنی من نفهمیدم بیماریتون چیه. شاید بچه&amp;zwnj;های آزمایشگاه بهتون کمک کنن! &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;ابن بیماری الان خیلی شایعه: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یعنی این چندمین مریضیه که این هفته داشتم باید حتما امشب برم سراغ کتابهای پزشکی و درمورد این بیماری مطالعه کنم! &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;img src="http://images.persianblog.ir/310513_J7XC697E.jpg" alt="" width="300" height="214" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;اگه این عوارض از بین نرفت هفته دیگه زنگ بزنید وقت بگیرین: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یعنی تا حالا مریضی به این سمجی نداشتم خدا را شکر که هفته دیگه مسافرتم و مطب نمیام! &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;فکر نمی کنم رفتن پیش فیزیوتراپیست فایده&amp;zwnj;ای داشته باشه: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یعنی من از فیزیوتراپیستها نفرت دارم نرخ&amp;zwnj;های ما رو شکستن! &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;ممکنه یک کمی دردتون بیاد: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یعنی هفته پیش دو تا مریض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن! &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;img src="http://images.persianblog.ir/310513_eF9FThoA.jpg" alt="" width="200" height="182" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;فکر نمی&amp;zwnj;کنید این همه استرس روی اعصابتون اثر گذاشته باشه: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;یعنی من فکر می کنم شما دیوونه هستین و امیدوارم یک روانشناس پیدا کنم که هزینه&amp;zwnj;های درمانتون رو باهاش قسمت کنم!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;لازم به ذکر است که این جملات تو واژه نامه من نیستا&lt;img title="فرشته" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/25.gif" alt="فرشته" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://akademifantezi.persianblog.ir/post/45</link>
      <author>ملینا</author>
      <comments>http://akademifantezi.persianblog.ir/comments/321163/7977099/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-321163.post-7977099</guid>
      <pubDate>Mon, 19 Sep 2011 13:46:14 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>من اومدم</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;سلام&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;من اومدم&lt;img title="لبخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/1.gif" alt="لبخند" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;بعد از مسافرت اونقدر سرم شلوغ بود که نتونستم بیام آپ کنم.البته چند بار اومدم آپ کنما اما پرشین بلاگ خراب بود!!!!&lt;img title="ناراحت" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/2.gif" alt="ناراحت" border="0" /&gt;&amp;nbsp;جاتون خالی رفتم پیش امام رضا و کلی تو شهرش گشتم....واسه همه دعا کردمو اونایی که ویژه سفارش کرده بودن ویژه هم دعا شدن&lt;img title="لبخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/1.gif" alt="لبخند" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;این چند روز همش یا بیمارستان بودم یا دانشگاه یا درس می خوندم یا دنبال کارای دانشگاه بودم.سر فرصت همه رو براتون تعریف می کنم&lt;img title="چشمک" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/3.gif" alt="چشمک" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;راستی!اول شهریور روز پزشک بودا.....چرا نگفتید جوجو جان دکتر&amp;nbsp;روزت&amp;nbsp;مبارک&lt;img title="خجالت" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/9.gif" alt="خجالت" border="0" /&gt;&lt;img title="قلب" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/8.gif" alt="قلب" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;img src="http://images.persianblog.ir/310513_8XbegvQ7.jpg" alt="" width="200" height="173" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://akademifantezi.persianblog.ir/post/44</link>
      <author>ملینا</author>
      <comments>http://akademifantezi.persianblog.ir/comments/321163/7929617/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-321163.post-7929617</guid>
      <pubDate>Mon, 12 Sep 2011 12:59:32 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سورپرایز</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;سلام&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;امروز بابا یه هدیه به ما داد&lt;img title="لبخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/1.gif" alt="لبخند" border="0" /&gt;. بلیط رفت و برگشت به مشهد...!&lt;img title="قلب" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/8.gif" alt="قلب" border="0" /&gt;&lt;img title="نیشخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/4.gif" alt="نیشخند" border="0" /&gt;&amp;nbsp;باورم نمی شه!!خلاصه امام رضا دعوتمون کرده...شنبه پرواز داریم، 10 روز اونجاییم&lt;img title="قلب" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/8.gif" alt="قلب" border="0" /&gt;&lt;img title="لبخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/1.gif" alt="لبخند" border="0" /&gt;&amp;nbsp;.امام رضا و کوه سنگی و پارک آبی و...منتظر ما هستن&lt;img title="فرشته" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/25.gif" alt="فرشته" border="0" /&gt;&lt;img title="قلب" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/8.gif" alt="قلب" border="0" /&gt;&lt;img title="زبان" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/10.gif" alt="زبان" border="0" /&gt;.مـــــــــــــــــــــمـــــــــــنون بـــابــــــــــایــــــــــی جونم&lt;img title="ماچ" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/11.gif" alt="ماچ" border="0" /&gt;&lt;img title="ماچ" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/11.gif" alt="ماچ" border="0" /&gt;.شما چیزی نمی خواین؟!!!تعارف نکین بگین&lt;img title="چشمک" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/3.gif" alt="چشمک" border="0" /&gt;&lt;img title="لبخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/1.gif" alt="لبخند" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://akademifantezi.persianblog.ir/post/43</link>
      <author>ملینا</author>
      <comments>http://akademifantezi.persianblog.ir/comments/321163/7540633/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-321163.post-7540633</guid>
      <pubDate>Tue, 16 Aug 2011 16:05:27 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>دست فروش کنار خیابان...</title>
      <description>&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;دیروز شیطان را دیدم. &lt;br /&gt;در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می&amp;zwnj;فروخت. مردم دورش جمع شده&amp;zwnj; بودند،&amp;zwnj; هیاهو می&amp;zwnj;کردند و هول می&amp;zwnj;زدند و بیشتر می&amp;zwnj;خواستند. توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،&amp;zwnj;دروغ و خیانت،&amp;zwnj; جاه&amp;zwnj;طلبی و ... هر کس چیزی می&amp;zwnj;خرید و در ازایش چیزی می&amp;zwnj;داد. بعضی&amp;zwnj;ها تکه&amp;zwnj;ای از قلبشان را می&amp;zwnj;دادند و بعضی&amp;zwnj; پاره&amp;zwnj;ای از روحشان را. بعضی&amp;zwnj;ها ایمانشان را می&amp;zwnj;دادند و بعضی آزادگیشان را. شیطان می&amp;zwnj;خندید و دهانش بوی گند جهنم می&amp;zwnj;داد. حالم را به هم می&amp;zwnj;زد. دلم می&amp;zwnj;خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم.&lt;br /&gt;انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسی ندارم،&amp;zwnj;فقط گوشه&amp;zwnj;ای بساطم را پهن کرده&amp;zwnj;ام و آرام نجوا می&amp;zwnj;کنم. نه قیل و قال می&amp;zwnj;کنم و نه کسی را مجبور می&amp;zwnj;کنم چیزی از من بخرد. می&amp;zwnj;بینی! آدم&amp;zwnj;ها خودشان دور من جمع شده&amp;zwnj;اند. جوابش &lt;br /&gt;را ندادم. آن وقت سرش را نزدیک&amp;zwnj;تر آورد و گفت&amp;zwnj;: البته تو با اینها فرق می&amp;zwnj;کنی.تو &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;زیرکی و مومن. زیرکی و ایمان، آدم را نجات می&amp;zwnj;دهد. اینها ساده&amp;zwnj;اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می&amp;zwnj;خورند. از شیطان بدم می&amp;zwnj;آمد. حرف&amp;zwnj;هایش اما شیرین بود. گذاشتم که &lt;br /&gt;حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت. ساعت&amp;zwnj;ها کنار بساطش نشستم تا این که چشمم به جعبه&amp;zwnj;ای عبادت افتاد که لا به لای چیز&amp;zwnj;های دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.با خودم گفتم: بگذار یک بار هم شده کسی، چیزی از &lt;br /&gt;شیطان بدزدد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد. به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را &lt;br /&gt;باز کردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق &lt;br /&gt;ریخت. فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم،&amp;zwnj;نبود! فهمیدم که آن را کنار &lt;br /&gt;بساط شیطان جا گذاشته&amp;zwnj;ام. تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش کردم. تمام راه خدا &lt;br /&gt;خدا کردم. می&amp;zwnj;خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغی&amp;zwnj;اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما نبود. آن وقت نشستم و های های گریه کردم. اشک&amp;zwnj;هایم که تمام شد،&amp;zwnj;بلند شدم. بلند شدم تا بی&amp;zwnj;دلی&amp;zwnj;ام را با خود ببرم که صدایی شنیدم، صدای قلبم را. و همان&amp;zwnj;جا بی&amp;zwnj;اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم. به شکرانه قلبی که پیدا شده بود...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://akademifantezi.persianblog.ir/post/42</link>
      <author>ملینا</author>
      <comments>http://akademifantezi.persianblog.ir/comments/321163/7467009/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-321163.post-7467009</guid>
      <pubDate>Mon, 08 Aug 2011 09:52:28 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>عجیب تر از عجیب!</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: x-small;"&gt;سلام علیکم.خوبین؟امروز می خوام در مورد موضوعی بنویسم که چند روز پیش وقتی رفتم پیش دکتر خانوادگیمون باعث بحثی بس عظیم بین منو آقای دکتر شد!&lt;img title="استرس" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/42.gif" alt="استرس" border="0" /&gt;بد نیست شما هم بدونین بحث در مورد چی بود و نظر خودتونو اعلام بفرمایین&lt;img title="چشمک" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/3.gif" alt="چشمک" border="0" /&gt;&amp;nbsp;سوال اینه که به نظر شما شکست عشقی می تونه باعث مرگ فردی بشه؟!!!&lt;img title="سوال" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/7.gif" alt="سوال" border="0" /&gt;یا این که بعضی وقتا که تو بدنتون احساس درد بدون دلیل می کنین می تونه به خاطر این باشه که دلتون شکسته؟!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: x-small;"&gt;&lt;img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="http://images.persianblog.ir/310513_OyFVggZc.jpg" alt="" width="145" height="200" /&gt;خب من خیلی با این آقای دکتر بحث کردم اما آخرش کم آوردم!&lt;img title="دل شکسته" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/12.gif" alt="دل شکسته" border="0" /&gt;حالا چه طوری اینطوری می شه؟این طوری:ما می دونیم که وقتی یه نفر عصبی می شه یا حرص می خوره یا حتی می ترسه &lt;img title="عصبانی" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/14.gif" alt="عصبانی" border="0" /&gt;&lt;img title="کلافه" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/102.gif" alt="کلافه" border="0" /&gt;&lt;img title="تعجب" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/13.gif" alt="تعجب" border="0" /&gt;هورمون های ستیز و گریز یا همون آدرنالین و نورآدرنالین خودمون بالا و پایین می شه که این بالا وپایین شدن عواقب خوبی نداره...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: x-small;"&gt;&lt;img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="http://images.persianblog.ir/310513_BKwonIw7.jpg" alt="" width="200" height="200" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: x-small;"&gt;عواقبش اینه که بنا به مقدار تغییر این دو هورمون سیستم ایمنی تضعیف یا حتی مختل می شهو در نتیجه در اون برهه از زمان احتمال ابتلا به هر نوع بیماریحتی احتمال ابتلا به انواع سرطان هم زیاد میشه...&lt;img title="افسوس" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/46.gif" alt="افسوس" border="0" /&gt;.حالا ،تحقیقات نشون داده که افرادی که دچار شکست های عاطفی می شن ،فشار خونشان بالا می ره،ضربان قلبشان هم تند تر می شه،خیلی ها هم دچار نا امیدی و افسردگی می شن و همین طور در طی این مدتتغییرات خاصی در ساختار فیزیولوژیک بدنصورت می گیره و اشتهاشونو از دست می دن و همه اینا روی هم خطر حملات قلبی رو افزایش می ده.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: x-small;"&gt;&lt;img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="http://images.persianblog.ir/310513_EBGpvAC9.jpg" alt="" width="186" height="200" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: x-small;"&gt;اما در مورد درد بدن می گن شکست های احساسی نه فقط عشقی یا عدم پذیرش اجتماعی به معنی واقعی در بدن درد فیزیکی ایجاد می کند. دانشمندا یه ژن کشف کردن که بین دردهای فیزیکی و ذهنی انسان ارتباط برقرار می کنه، یعنی این ژن باعث می شه که اگر کسی دچار سرخوردگی و اینا بشه واقعا دچار درد توی بدنش می شه... توی روزنامه پزشکی امروز هم یه مقاله با عنوان heart broken syndrom یا همون سندروم شکست عشقی نوشته شده که می تونین بهش رجوع کنین.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: x-small;"&gt;خب!با این اوصاف نظر تو چیه؟!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://akademifantezi.persianblog.ir/post/41</link>
      <author>ملینا</author>
      <comments>http://akademifantezi.persianblog.ir/comments/321163/7453543/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-321163.post-7453543</guid>
      <pubDate>Sat, 06 Aug 2011 12:55:15 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>من و 20 و حس جدید</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;چند وقته دلم هوس فیزیولوژی خوندن کرده!نمی دونم چرا...&lt;img title="لبخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/1.gif" alt="لبخند" border="0" /&gt;پاتولوژی رو که امتحان دادم انگار یه بار بزرگ از رو دوشم برداشتن...حالا دکتر س زنگ زده،نمی دونی وقتی شمارشو دیدم نفسم بند اومد با خودم گفتم دختر بیچاره شدی حتما افتادی که زنگ زده آخه همیشه حامل خبرای بده...اما نه!جوجو جان دکتر و افتادن؟!!!&lt;img title="فرشته" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/25.gif" alt="فرشته" border="0" /&gt;بیست شدم باورم نمی شه!کلا سه روز بیش تر واسش وقت نذاشتم...تازه خبر نداری مطالب برام تازه هم بود...امتحانم که پست سخت بود!مث آش شلم شوربا!همه جور سوالی توش بود...دکتر س بهم گفت تو ده سال گذشته کسی پاتولوژی دکتر نورانی رو بالای 14 نگرفته!!!!...می خواد ببینتت....ای بابا....!!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;&lt;img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="http://images.persianblog.ir/310513_HqDWMTbH.jpg" alt="" width="300" height="239" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;راستش وقتی امتحان می دادم اصلا برام مهم نبود چند می شم فقط می دونستم که انقدری خوندم که با خیال راحت پاس شم...نسبت به نمره ام هیچ احساسی ندارم...کم تو دانشگاه 20 نگرفتم...دیگه برام مهم نیست...اما واسه بقیه مهمه ...مهمه که من چند شدم ...واقعا بی کارن!!!اما یه چیزی بگم به کسی نگو،تو اون سه روز که داشتم پاتولوژی می خوندم انگار دارم شراب می خورم!مستش شده بودم!توش غرق بودم...باهام حرف می زد...!برای خوندنش یه ولع خاصی داشتم که تا هیچ وقت اونطوری نبودم!...بعد امتحان وقتی اومدم خونه یه راست رفتم تو اتاقم...روی تختم بود...پرتش کردم پایین...همه جزوه ها و کتاباشو پرت کردم پایین تخت...برای اولین بار دلمو زده بود....!من عاشق کتابامم احترام خاصی براشون قائلم...اما اون لحظه دلم یه کتاب دیگه می خواست ....با مطالب دیگه...که جذبم کنه...اونو یه بار خونده بودم خیلی هم دوسش داشتم اما یه کتاب نخونده می خواستم...همون موقع الهه زنگ زد بهم...برای اولین بار تو عمرم ریجکتش کردم به هر کی جواب نمی دادم به اون جواب می دادم...دلم یه دوست تازه می خواست...الهه رو دوست داشتم خیلی زیاد...اما خواستم که یه آدم جدیدو کشف کنم و اونو بذارم کنار...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;البته که همه این احساسا دست خودم بود!آره!دست خودم بود....یه حس جدید یاد گرفتم!...&lt;img title="نیشخند" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/4.gif" alt="نیشخند" border="0" /&gt;"به هیچ چیز و هیچ کس دل نبند و تند تند عوضشون کن"همه چیو...حتی آدما رو...در این صورت هیچ وقت بازنده نیستی همیشه هم غرورت سر جاشه...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffffff; font-size: small;"&gt;فکر کنم نسخه خوبی واسه امروزت پیچیده باشم...&lt;img title="زبان" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/10.gif" alt="زبان" border="0" /&gt;امتحانش کن...تمرین کن تا دفعه بعد ببینم چی کار کردی و یه نسخه جدید بهت بدم...خب فعلا...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ffff00; font-size: small;"&gt;پ.ن: &lt;span style="color: #ffffff;"&gt;می گم این نسخهه که پیچیدم یه کم خطرناکه حسن! اما بد نیست بعضی وقتا به هیچی دل نبندی و فکر کنی هیچ چی نداری!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ff6600; font-size: small;"&gt;پ.ن:&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;این فقط یه حسه که مطمئنا سراغ تو هم اومده...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #008000; font-size: small;"&gt;پ.ن:&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;دکتر ن ازم می خواد که توی یه پروژه باهاش همکاری بنمایم...البته به ایشون گفتم که باید با منشیم هماهنگ کنن!....&lt;img title="مژه" src="http://www.persianblog.ir/editor/images/smilies/5.gif" alt="مژه" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://akademifantezi.persianblog.ir/post/40</link>
      <author>ملینا</author>
      <comments>http://akademifantezi.persianblog.ir/comments/321163/7416996/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-321163.post-7416996</guid>
      <pubDate>Mon, 01 Aug 2011 11:44:39 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
